6= گزيده سخنان امام حسين عليه السلام ان احیا ء گر بزرگ دین



گزيده سخنان امام حسين عليه السلام
1ـ پند امام به عالمان
ايتها العصابه بالعلـم مشهوره و بالخير مذكـوره و بالنصيحه معروفه و بالله فى انفـس الناس مهابه, يهابكم الشريف, و يكرمكم الضعيف و يـوثركم مـن لا فضل لكـم عليه و لا يد لكم عنده, تشفعون فى الحـوائج اذا امتنعت مـن طلابها, وتمشـون فـى الطريق بهيبه الملوك و كرامه الاكابر... فامـا حق الضعفاء فضيعتـم و اما حقكـم بزعمكـم فطلبتـم انتـم تتمنـون علـى الله جنته و مجـاوره رسله و امـانـا مــن عذابه؟(1)
حضرت ابى عبدالله الحسين (ع) خطاب به عالمان بى عمل و تاركان امر به معروف و نهى از منكر فرموده اند:
اى گروه نيرومندى كه به دانـش مشهور و به نيكى مذكور وبه خيرخواهى معروف و با نام خدا و مذهب در نفـوس مردم, با مهابت جلـوه گريد, شريف از شما حساب مى برد و ضعيف شما را گرامى مى دارد, وكسانى كه بر آنها برترى و حـقـى نـداريد, شمـا را بر خود ترجيح مى دهند, شما وسيله حوائجى هستيد كه بر خـواستـارانـش ممتنع است, و به هيبت پـادشـاهـان و كـرامت بزرگان در راه گـام بـرمـى دايـد...!
و اما حق ضعيفان را ضايع كرديد و حق خود را كه به گمانتان شايسته آنيد طلب نموديد...! و با ايــن حـال آرزوى بهـشت الهى را داريد و همجوارى پيـامبران و امـان از عذابـش را در سـر مـى پـرورانيــد.
2ـ اصلاح امت, نه مقام  طلبى
اللهم انك تعلم ما كان منا تنافسا فى سلطان و لا التماسا مـن فضول الحطام و لكـن لنرد المعالم من دينك و نظهر الاصلاح فى بلادك و يـامن المظلومون مـن عبادك و يعمل بفرائضك و سننك و احكامك.(2)
در باره فلسفه قيامش فرمود:
بار خدايا تـو مى دانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابـى به كالاى دنيا نيست, بلكه هـدف ما ايـن است كه نشـانه هاى دينت را به جـاى خـود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييـم تا ستمـديگان از بندگانت امنيت يابنـد و به واجبـات و سنتها و دستـورهـاى دينت عمل شــود.
3ـ بهداشت جسم و خود سازى
اوصيكم بتقوى الله و احذركم ايامه... فبادروا بصحه الاجسام فى مده الاعمار... فاياك ان تكـون ممن يخاف على العباد من ذنوبهم و يامـن العقـوبه مـن ذنبه.(3)
اى مردم! شما را به تقواى الهى سفارش مى كنم و از(گناه كردن)درايامش بر حذر مـى دارم... در مـدت عمر به سلامت و تنـدرستـى جسـم پيشـى گيريد... و از كسانـى مباشيـد كه بـر گناه بندگان بيـم دارنـد و خـود از عقـوبت گناه خـويـش آسـوده خاطراند.!
4ـ اقسام جهاد
الحهاد على اربعه اوجه: فجهادان فرض و جهاد سنه لايقام الا مع فرض و جهادسنه, فـاما احد الفرضيـن فجهاد الرجل نفسه عن معاصى الله و هـو مـن اعظم الجهاد, و مجاهـده الذيـن مـن الكفار فرض. و امـا الجهاد الذى هـو سنه لا يقام الا مع فرض فان مجاهده العدو فرض على جميع الامه لو تركـوا الجهاد لاتاهـم العذاب و هو مـن عذاب الامه و هـو سنه علـى الامـام , وحـده ان يـاتـى مع الامه فيجـاهـدهـم.
و اما الجهاد الذى هو سنه فكل سنه اقامه الرجل و جاهد فى اقامتها و بلوغها و احيائها فـالعمل و السعى فيها مـن افضل الاعمال لانها احياء سنه و قد قال رسـول الله(ص) (من سـن سنه حسنه فله اجرها و اجر من عمل بها الى يوم القيامه من غير ان ينقص من اجورهم شيئا(4)

جهاد بر چهار گونه است: دوتاى آن فرض, و يكى سنت كه جز با فرض بـر پاداشته نشـود, و ديگر جهاد سنت است, اما آن دوتايى كه فرض است, يكى جهاد شخص با نفـس خـود در مقابل معصيتهاى الهى است و آن بزرگتـرين جهاد است, و جهاد با كفار كه هـم مرز با شماينـد  (در صورت تجاوز )فرض است. و اما جهادى كه سنت است جز با فرض بـرپا نشـود , جهاد با دشمـن است, و واجب است بر همه امت, و اگر جهاد را ترك كننـد عذاب بـر آنان آيد و اين عذابى است كه از خود امت است. و چنين جهادى بر امام سنت است و حـد آن ايـن است كه امام با امت به سـراغ دشمـن (متجاوز ) رونـد و بـا آنها جهاد كننـد.
واما جهادى كه سنت است عبارت از هر سنتى است كه شخص آن را بر پا مى دارد و در برپايى و اجرا و زنده كردن آن تلاش مى كند. بنابرايـن, هر نوع كار و كوشـش در اقامه آن از بهترين اعمال خـواهد بـود, زيرا كه آن زنـده نمـودن سنت است و پيامبـر اكرم (ص) فـرمـوده است:(( هر كه سنت و روش نيكـويـى را به وجـود آورد پاداشـش براى او خواهد بود و نيز ثواب هر كه تا روز قيامت بدان عمل كند, بدون آن كه از ثواب آنها چيزى كاسته شود.
5 ـ  دنيا پرستی  شرک است 
ان هذه الـدنيا قد تغيرت و تنكرت و ادبـر معروفها, فلـم يبق منهاالا صبابه كصبابه الاناء و خسيـس عيـش كالمرعى الـوبيل , الا ترون ان الحق لا يعمل به و ان الباطل لايتناهى عنه , ليرغب المومـن فى لقاء الله محقا, فانى لا ارى المـوت الا سعاده و لاالحياه مع الظالمين الا برما, ان الناس عبيد الدنيا و الدين لعق علـى السنتهم يحـوطـونه مـادرت معائشهم فـاذا محصـوا بـالبلاء قل الـديـانــون .(5)
امـام حسيـن (ع) در هنگـام سفـر به كـربلا فـرمـود:
راستى ايـن دنيا ديگر گـونه و ناشناس شده و معروفـش پشت كرده, و از آن جز نمى كه بركاسه نشيند و زندگـى اى پست, همچـون چراگاه تباه, چيزى باقـى نمانده است. آيا نمى بينيد كه به حق عمل نمى شود و از باطل نهى نمى گردد؟ در چنين وضعى مومـن به لقاى خدا سزاوار است.
و مـن مرگ را جز سعادت, و زندگـى باظالمان را جز هلاكت نمى بينـم. به راستـى كه مردم بنده دنيا هستنـد و ديـن بر سر زبان آنهاست و مادام كه بـراى معيشت آنها بـاشـد پيـرامـون آن انـد, و وقتـى به بلا آزمـوده شـونـد دينـداران انـدك انـد.
6ـ استدراج و سر  انجام بد
الاستـدراج مـن الله سبحـانه لعبـده ان يسبغ عليه النعم و يسلبه الشكر.(6)
غافلگير كردن بنده از جانب خداوند به اين شكل است كه به او نعمت فروان دهد و توفيق شكرگزارى را از او بگيرد.
7 ـ عبادت تـاجـران , عبادت بردگان  وعبادت  آزادگان
ان قوما عبدوا الله رغبه فتلك عباده التجار و ان قوما عبدوا الله رهبه فتلك عباده العبيد,وان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عباده الاحرار وهى افضل العباده(7)
گـروهـى خـدا را از روى ميل و رغبت(به بهشت) عبادت مى كنند كه ايـن عبادت تاجـران است, و گروهـى خـدا را از روى تـرس (ازدوزخ) مـى پـرستنـد و ايـن عبادت بندگان است و گروهى خدا را از روى شكر(و شايستگى پرستـش) عبادت مـى كنند وايـن عبـادت آزادگـان است كه بهتـريـن عبـادت است.
8 ـ پرهيز از ستمكارى
ايـاك و الظلـم من لايجـد عليك نـاصــرا الا الله عزوجل.(8)
بـرحذر بـاشيـد از ستـم كـردن به كسـى كه يـاورى جز خـداوند عزوجل ندارد.
9ـ روى آوردن به دينـدارى ,
لاتـرفع حــاجتك الا الـى احـد ثلاثه: الـى ذى ديـن, او مــروه او حسب .(9)
جز به يكى از سه نفر حاجت مبر: به ديندار, يا صاحب مروت, يا كسى كه اصالت خانوادگى داشته باشد.
10 ـ  نشانه هاى مقبول و نامقبول انسانها
مـن دلائل علامات القبـول: الجلـوس الى اهل العقول. و مـن علامات اسباب الجهل الممـاراه لغيـر اهل الكفـر. و من دلائل العالم انتقاده لحديثه و علمه بحقـائق فنـون النظر.(10)
از دلائل نشــانه هـاى قبـول, همنشينـى بـا خـردمنــدان اسـت. و از نشانـه هاى مـوجبات نادانـى , مجادله با مسلمانان. و از نشانه هاى دانا ايـن است كـه سخـن خـود را نقـادى مـى كنـد وبه حقـايق فنـون نظر دانـاست.
11ـ نشانه هاى مومن
ان المومن اتخذ الله عصمته و قوله مرآته , فمره ينظر فى نعت المومنين وتاره ينظر فى وصف المتجبريـن , فهو منه فى لطائف و من نفسه فى تعارف و من فطنته فى يقين و من قدسه على تمكين.(11)
به راستى كه مومن خدا را نگهدار خود گرفته و گفتارش را آيينه خود,يك بار در وصف مـومنان مـى نگرد و بار ديگر در وصف زورگـويان, او از ايـن جهت نكته سنج و دقيق است و اندازه و قدر خود را مى شناسد واز هوش خود به مقام يقيـن مى رسد وبه پاكى خود استوار است.
12ـ بخل ورزى در سلام
البخيل من بخل بالسلام .(12)
بخيل كسى است كه به سلام كردن بخل ورزد.
13ـ نتيجه پيروى از گناهكار
مـن حـاول امـرا بمعصيه الله كـان افـوت لمـا يـرجـو و اسرع لما يحذر.(13)
كسى كه با نافرمانى خدا گرد كسى گردد,آنچه را اميد دارد از دست رفتنى تر است و از آنچه برحذر است زودتر دچارش گردد.
14ـ احترام به ذريه زهرا(س)
و الله لا اعطـى الـدنيه مـن نفسى ابدا و لتلقين فاطمه اباها شاكيه ما لقيت ذريتها امته و لا يـدخل الجنه احـد اذاهـا فـى ذريتها. (14)
به خدا قسـم من هرگز زير بار پستى و ذلت نخواهم رفت و در روز قيامت, فاطمه زهرا پـدرش را ملاقات خـواهـد كرد, در حالـى كه از آزارى كه فـرزنـدانـش ازامت پيامبر(ص) ديده اند به پدر خويـش شكايت خواهد برد و كسى كه ذريه فاطمه را آزار دهد داخل بهشت نخواهد شد.
15ـ حکمت قيام برای ازادی
انـى لم اخرج و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امه جـدى (ص) اريـد ان آمـر بـالمعروف و انهى عن المنكـر و اسيـر بسيـره جــدى و ابى على بن ابيطالب.(15)
مـن از روى خود خواهى و خـوشگذارانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم , بلكه قيام مـن بر ا ی اصلاح در امت جدم مى باشد, مـى خـواهـم امربه معروف و نهى از منكر كنـم و به سيـره و روش جـدم وپـدرم علـى بـن ابيطـالب عمل كنــم.
16ـ مـا اهل بيت شـايسته حكـومتيـم نه تعیین شدگان
انـا احق بذلك احق المستحق علينـا ممـن تـولاه.(16)
ما اهل بيت به حكـومت وزمامـدارى ـ نسبت به كسانـى كه آن را تصـرف كرده اندـ سزاوارتريم (اگر مردم انتخاب کنند).
17ـ امام كيست ؟
فلعمـرى ما الامام الا العامل بالكتاب والاخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس نفسه على ذات الله.(17)
به جان خـودم سـوگند, امام و پيشـوا نيست, مگر كسـى كه به قرآن عمل كند و راه قسط و عدل را در پيـش گيـرد و تابع حق بـاشـد و خـود را در راه رضاى خـدا وقف سازد.
18ـ اهل بيت شايستگان حكومت اند و نه غصب کنندگان  
ايها الناس فانكـم ان تتقـوا الله و تعرفـوا الحق لاهله يكن ارضى لله و نحن اهل بيت محمـد (ص) اولـى بـولايه هذا الامـر مـن هـولاء المـدعيـن ما ليـس لهم و السائرين بالجور والعدوان.(18)
اى مردم ! اگر شما از خدا بترسيد و حق را براى اهلش بشناسيد, اين كار بهتر مـوجب خشنـودى خداوند خـواهد بـود و ما اهل بيت پيامبر, به ولايت و رهبرى , از ايـن مـدعيـان نـالايق و عاملان جـور و تجـاوز , شـايسته تـريـم (اما حق انتخاب را از شما گرفته اند ).
19ـ قيام در مقابل ظالم
ايها الناس ان رسول الله (ص) قـال : من راى سلطانا جائـرا مستحلا لحرم الله ناكثا لعهد الله مخالفا لسنه رسول الله يعمل فـى عباد الله بـالاثـم و العدوان فلـم يغيـر عليه بفعل و لا قـول كـان حقـا علـى الله ان يـدخله مدخله. (19)
هان اى مردم ! پيامبر خدا فرموده است: كسى كه زمامـدارى ستمگر را بينـد كه حرام خدا را حلال مى سازد و عهدش را مى شكند وبا سنت پيامبر(ص) مخالفت مـى ورزد و در ميان بندگان خدا بر اساس گناه و تجاوز عمل مى كند, ولـى در مقابل او با عمل يا گفتار , اظهار مخالفت ننمايـد, بـر خـداونـد است كه او را با همان ظالم در جهنم اندازد.
20ـ خشنودى خالق, میزان  رستگارى
لاافلح قـوم اشتـروا مـرضـات المخلـوق بسخط الخـالق. (20)
رستگـار مبـاد مـردمـى كه خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خريدنـد.
21ـ بهترين ياران
انى لااعلم اصحابا اولى و لاخيرا من اصحابى و لا اهل بيت ابر و لا اوصل من اهل بيتى فجزاكم الله جميعا خيرا.(21)
در شب عاشورا فرمود: من اصحاب و يارانى بهتراز ياران خود نديده ام و اهل بيت و خاندانـى بهتر و با وفاتـر از اهل بيت خـود سراغ ندارم, خـداونـدبه همه شما جزاى خير دهد.
22ـ آزمودگان استوار امام(ع)
و الله لقد بلوتهم فما وجدت فيهم الا الاقعس يستانسـون بالمنيه دونـى استيناس الطفل الى محالب امه.(22)
درباره اصحاب خود فرمود:
به خدا قسـم آنان را آزمودم , دلاور و استواریشان  را ديدم, به كشته شدن در ركاب من چنـان مشتـاق انـد كه طفل شيـرخـوار به پستـان مـادرش.!
23ـ بهترين سخن تسلى بخش
ان اهل الارض يموتون و اهل السماء لايبقون و ان كل شىء هالك الا وجه الله الذى خلق الارض بقـدرته و يبعث الخلق فيعودون و هـود فـرد وحــده. (23)
در مقام تسلى به خواهر بزرگوارش فرمود:
اهل زميـن مى ميرند واهل آسمان باقـى نمـى مانند و همه چيز رو به فناست, جز ذات پروردگارى كه زميـن را به قدرتـش آفريده, و خلق را برانگيزاند وهمه به سوى او باز مى گردند, و او تنها يگانه است.
24ـ صبر , پل پيروزى
صبرا يا بنى الكرام فما الموت الا قنطره تعبر بكـم عن البـوس و الضراء الـى الجنان الواسعه والنعم الدائمه.(24)
به اصحـاب رزمنـده خـود در روز عاشـورا فـرمـود:
اى بزرگ زادگان صبر و شكيبايى ورزيد كه مرگ چيزى جز يك پل نيست كه شما را از سختـى و رنج عبـور داده و به بهشت پهنـاور و نعمتهاى هميشگـى آن مـى رسـانــد.
25ـ فرجام دنيا پرستی
عباد الله اتقوا الله و كونوا من الدنيا على حذر فان الدنيا لو بقيت على احد او بقـى عليها لكانت الانبياء احق بالبقاء و اولـى بالرضا و ارضـى بالقضاء غير ان الله خلق الـدنيا للفناء فجـديـدها بال و نعيمها مضمحل و سـرورهـا مكفهر و المنزل تلعه و الدار قلعه.فتزودوا فان خير الزاد التقوى و اتقـوا الله لعلكـم تفلحـون.(25)
بنـدگان خدا! از خـدا بترسيد و از دنيا بر حذر باشيـد كه اگربنا بـود همه دنيا به يك نفر داده شـود و يا يك فـرد بـراى هميشه در دنيا بمانـد, پيامبران براى بقا سزوارتر بـودند و جلب خشنـودى آنان بهتر و چنيـن حكمـى خـوش آيندتـر بـود, ولـى هـرگز ! زيـرا خـداوند دنيا را بـراى فانـى شــدن خلـق نمــوده كه تازه هايش كهنه و نعمتهايـش زايل خواهد شد و سرور و شادىاش به غم و اندوه مبدل خواهـد گرديـد, منزلـى پست و خانه اى مـوقت است, پـس بـراى آخـرت خـود تـوشه اى برگيريد. و بهتريـن تـوشه آخرت تقـواست, از خدا بترسيد, باشد كه رستگار شويد.
26ـ مقاومت شجاعانه  برای احقاق حق
لا و الله لااعطيهم بيـدى اعطـاء الذليل و لاافـر منهم فـرار العبيد (26)
نه به خـدا سـوگنـد, نه دست ذلت در دست آنان مـى گذارم و نه ماننـد بـردگان از صحنه جنگ در برابرشان فرار مى كنم.
27ـ آثار غذاى حرام
ويلكم ما عليكم ان تنصـوا الى فتسمعوا قولى و انما ادعوكم الى سبيل الرشاد فمن اطاعنى كان من المرشدين و من عصانى كان مـن المهلكين و كلكم عاص لامرى غير مستمع لقـولـى قـد انخزلت عطيـاتكـم مـن الحـرام و ملئت بطـونكـم مـن الحـرام فطبع الله على قلوبكم.(27)
در روز عاشورا خطاب به سپاه ظلم فرمود :
واى بر شما چرا ساكت نمى شـويد, تا گفتارم را بشنويد؟ همانا مـن شما را به راه هدايت و رستگارى فرا مى خوانـم, هر كس از مـن پيروى كند سعادتمند است و هر كـس نافرمانى ام كند از هلاك شدگان است, شما همگى نافرمانى ام مى كنيد و به سخنـم گوش نمى دهيد, آرى در اثر هداياى حرامى كه به شما رسيده و در اثر غذاهاى حرامـى كه شكمهايتان از آنها انباشته شده, خـداوند اين چنيـن بر دلهاى شما مهر زده است.
28ـ هيهات كه زير بار ذلت استبداد نمی روم  
الا ان الدعى بن الدعى قد ركز بين اثنتين بين السله والذله و هيهات منا الذله يابى الله لنا ذلك و رسـوله و المـومنون و حجـور طابت و طهرت و اءنـوف حميه و نفـوس آبيه مـن ان نـوثـر طـاعه اللئام علـى مصـارع الكـرام.(28)
آگاه باشيـد كه فرومايه, فرزند فرومايه , مرا در بين دو راهـى شمشير و ذلت قـرار داده است و هيهات كه ما زير بار ذلت بـرويـم , زيـرا خـدا و پيامبـرش و مـومنان از ايـن كه ما ذلت را بپذيـريـم دريغ دارنـد, دامنهاى پـاك مـادران و مغزهاى با غيرت و نفوس با شرافت پدران , روا نمى دارند كه اطاعت افراد لئيـم و پست را بـر قتلگـاه كـريمـان و نيك منشـان مقـدم بـداريـم.
29ـ خشـم الهى بـر يهود شریک کننده  , مجـوس عابد شمس-  و دشمـنان  اهل بيت  نبوه (ع)
اشتـد غـضـب الله علـى اليهود اذجعلـوا له ولدا و اشتد غضبه على النصارى اذ جعلوه ثالث ثلاثه و اشتد غضبه على المجـوس اذ عبدوا الشمـس والقمر دونه و اشتد غضبه علـى قـوم اتفقت كلمتهم علـى قتل ابـن بنت نبيهم .(29)
خشم خداوند بر يهود آن گاه شدت گرفت كه براى او فرزندى قرار دادند, و خشمش برنصارى وقتـى شدت يافت كه براى او قائل به خـدايان سه گانه شدند, و غضبـش بر مجـوس آن گاه سخت شـد كه به جاى او آفتاب و ماه را پرستيدند, و خشمـش بر قـوم ديگرى آنگاه شـدت يافت كه بر كشتـن پسـر دختـر پيامبـرشان هماهنگ گـرديـدنـد.
30ـ اگـر ديـن نـداريـد, لااقل آزاد بـاشيـد
يـا شيعه آل ابـى سفيان ان لم يكـن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا احرارا فى دنياكم و ارجعوا الـى احسـابكـم ان كنتـم عربـا كمـا تزعمــون.(30)
اى پيروان خاندان ابوسفيان اگر دين نداريد و از روز قيامت نمى ترسيد لااقل در زندگـى دنياتان آزاد مرد باشيد, و اگـر خود را عرب مـى پنداريد به نياكان خـود بينديشيد.
31ـ پيشى گيرنده به بهشت 
ايما اثنين جرى بينهما كلام فطلب احدهما رضـى الاخر كان سابقه الى الجنه.(31)
هر يك از دو نفـرى كه ميان آنها نزاعى واقع شـود و يكـى از آن دو رضايت ديگرى را بجـويـد , سبقت گيـرنـده ,اهل بهشت خـواهـد بــود.
32ـ ثواب سلام
للسلام سبعون حسنه تسع و ستـون للمبتـدء و واحـده للـراد.(32)
سلام كردن هفتاد حسنه دارد, شخت ونه حسنه از آن سلام كننـده و يكـى از آن جـواب دهنده است.
33ـ رضاى خدا نه هوس مردم
من طلب رضاءالله بسخط الناس كفاه الله امور الناس و مـن طلب رضا الناس بسخط الله و كله الله الى الناس .(33)
هركـس رضاى خدا را به غضب مردم بجويد, خدا او را از كارهاى مردم كفايت مى كند, و هـر كـس خشنـودى مردم را به غضب خدا بجـويـد, خـدا او را به مـردم واگذارد.
34ـ ويژگيهاى حضرت مهدى(عج)
تعـرفون المـهدى بـالسكينه والـوقار و بمـعرفه الحلال و بحاجه الناس اليه و لايحتاج الى احد.(34)
درباره حضرت مهدى (عج) فرموده:
شما مردم, آن حضرت را به داشتـن آرامش و متانت و به شناخت حلال و حرام و به رو آوردن مـردم به او و بـى نيـازى او ازمـردم مـى شنـاسيـد.
35ـ روياى دنيا
و اعلمـوا ان الـدنيـا حلـوهـا ومـرهـا حلـم و الانتبـاه فـى الاخره.(35)
بدانيد كه دنيا شيرينى و تلخى اش رويايى بيش نيست, و آگاهى و بيدارى واقعـى در آخرت است.
36ـ پرهيز از كلام بی ارزش  
لاتقـولـوا بـالسنتكـم مـا ينقص عن قـدركــم .(36)
چيزى به زبـانتـان نيـاوريـد كه از ارزش شمـا بكـاهــد.
37ـ حیات جاوید در مرگ برای عزت  
ليس الموت فى سبيل العز الا حياه خالده و ليست الحياه مع الذل الا الموت الذى لا حياه معه.(37)
مـرگ در راه عزت جز زنـدگى جاويد, و زنـدگـى بـا ذلت جز مـرگ بـى حيات نيست.
38ـ حرمت حيله و نيرنگ
و الخدع عندنا اهل البيت محرم.(38)
حيله و نيرنگ نزد مااهل بيت حرام است.
39ـ مرگ, پديده گريبانگير
خط الموت على ولـد آدم مخط القلاده على جيـد الفتاه و ما اولهنـى الى اسلافى اشتياق يعقوب الى يوسف.(39)
قبل از حـركت از مكه به سـوى عراق در ميـان جمعى از بنى هـاشـم فـرمود: مرگ گردنگير فرزندان آدم است; همچون گردن بند بر گردن دختر جوان, و مـن مشتاق ديـدن گذشتگـانـم هستـم مـاننـد اشتيـاقـى كه يعقـوب به ديـدن يـوسف داشت.
40ـ انديشه پايان كار
فان تكن الـدنـيا تعـد نـفيسـه
فدار ثـواب الله اعلـى و انبـل
و ان تكن الاموال للترك جمـعهـا
فما بال متروك به المـرء يبـخل
و ان تـكـن الارزاق قسمـا مقسما
فقلـه حرض المرء فى الكسب اجمل
و ان تكـن الا بدان للموت انشات
فقتل امرء بالسيف فى الله افضل
عليكم سلام الـلـه يـا آل احـمد
فانى ارانى عنكم سوف ارحل.(40)


در مسير حركت به جانب كوفه فرموده است:
زنـدگـى دنيا ا گر چه نفيـس و پـربهاست,
ولـى پاداش خـدا در جهان ديگـر بالاتـر و پربهاتر است.
و اگر سرانجام جمع آورى مال و ثروت ترك نمـودن آن است,
پـس نبايد انسان  براى آن بخل ورزد.
و اگـر روز يهاى بنـدگان, تقسيـم و مقـدر شـده است,
پـس كمـى حـرص انسان  در كسب ,زيباتر است .
و اگر بـدنها براى مرگ آفريده است,
پـس كشته شـدن انسان  در راه خـدا چه بهتر.
درود بر شما اى خاندان پيامبر ,
كه مـن به زودى از ميان شما كوچ خواهـم كرد.
سئوال مهم امروز چه کسی شیعه  ال محمد است ؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پى نوشت ها :
1 ـ تحف العقول , ص 237.
2 ـ تحف العقول, ص 243, چاپ اسلاميه.
3 ـ تحف العقول, ص 243 چاپ اسلاميه.
4 ـ تحف العقـول , ص 247و248, چـاپ اسلاميه.
5 ـ تحف العقول , ص 249ـ 250.
6 ـ تحف العقول , ص 250.
7 ـ همان, ص 250.
8 ـ همان,ص 251.
9 ـ تحف العقول , ص 251.
10 ـ همان, ص 252.
11 ـ تحف العقول, ص 253.
12 ـ همان, ص 253.
13 ـ همان,ص 253.
14 ـ لهوف سيد بن طاوس, ص 23.
15 ـ مقتل خوارزمى, ج 1,ص 188.
16 ـ تاريخ طبرى, ج 7,ص 240.
17 ـ كامل ابن اثيرج 3, ص 267.
18 ـ تاريخ طبرى, ج 7, ص 267و 298.
19 ـ همان, ج 4, ص 304.
20 ـ همان,ص 1,ص 239.
21 ـ تاريخ طبرى, ج 7,ص 322.
22 ـ مقتل مقرم , ص 262.
23 ـ مقتل خوارزمى, ج 1, ص 327.
24 ـ بلاغه الحسين,ص 190.
25 ـ مقتل خوارزمى , ج 1,ص 253.
26 ـ انساب الاشراف, ج 3, ص 188
27 ـ سخنان حسيـن بـن علـى از مدينه تا كربلا, ص 232.
28 ـ پيشين, ص 236.
29 ـ لهوف, ص 44, چاپ رضى.
30 ـ مقتل خوارزمى ,ج 2, ص 33.
31 ـ محجه البيصاء ج 4,ص 228.
32 ـ تحف العقول , ص 253, چاپ كتابچى.
33 ـ مشكات الانوار طبرسى, ص 86.
34 ـ يوم الخلاص, ص 52.
35 ـ نهج الشهاده, ص 169.
36 ـ جلاء العيون ج 2, ص 205.
37 ـ ادب الحسين و حماسته, ص 159.
38 ـ نـاسخ التـواريخ, زنـدگـانـى امـام حسيـن, ج 2,ص 158.
39 ـ لهوف , ص 26, چاپ نجف.
40 ـ مناقب ابن شهر آشوب ,ج4,ص 95.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر