بنام خداوند مطلق فعال
الگوی اسلام جامعه توحیدی حج است .
رابطه محکم و متشابه - تاویل - و تبیین در زندگی انسانها
برای رسیدن به جامعه الگو ی اسلامی حج و تطبیق ان در همه جوامع جهان .
1= محکمات = داوری کننده ها
واژه «مُحْکـَم» به معنی: "ثابت، پابـرجا، استوار، خلل
ناپذير" و مـواردی از اين قبيل است. محکم از ریشه حکم
داوری که حاکم و حکم دهنده و داوری کننده و حکمت از ان
است که ام الکتاب یعنی پایه و اساس و اصول کلی کتاب است که در باره
متشابهات وقتی که به محکم تاویل شد داوری می کند و و ان را تبیین می کند
2= مشابهات – شبیه به هم
و واژه «مُـتـَشـابـِه»: در لغت در اصل به معنی: "چيزی
است که با چيز ديگری همانند نمائی و همگون نمائی می کند" (يعنی هـمانـنـديـها
و همگونيهائی زيادی را با آن دارد). و در معـنی دوم خود بـطور ضمنی و تلويحی به
معنی: "چيز مناسب، متناسب، هـمگـون، هـم سـنخ" و غيره بکار رفـته است.
با توجه به معنی واژه های «محکم» و «متشابه»، آيات «مـحـکـم» آيـاتِ
"ثابت" هـستند. يعنی: در هـر زمــان و مکـان و شرايطی همچنان بـقــوت خود
باقـی هستند و روح همه ایات است یعنی در باطن هر ایه جان دهنده به ایه است و ایات
با ان هستی دارند و بدون ان ایات متشابهات معنی ندارند از اینرو برای یافتن
معنی درست هر ایه متشابه تاویل (بر گرداندن ) به محکمات می شود
. و آيات «متشابه» آياتِ "مناسب و متناسب" هستند. يعـنی:
هـمـيـشه بقـوت خود باقی نيستند بلکه «مناسب و متناسب وضعيت و شرايط خاص فـردی،
اجتماعی، تاريخی و غـيره متغییر هستند.
3= تـأويـل- برگرداندن
«تأويل» در اصل به معنی: "برگرداندن چـيـزی بجای
خـودش يـا بحالـت خودش يا به اصل خودش" و مواردی از اين قـبيل است.
تـأويـل نمـودن آيات قـرآن نيز به معنی: بـرگرداندن آنها بـه اصل
خودشان است. يعنی: ربط دادن آنها به مسائل و وضعيتها و واقعيتهای مربوط به آنها
است. مثال:
انفطار 3: « وَ اِذا الْـبـِحارُ فـُجـِّـرَتْ = و وقتی درياها
منفجر کنند».
تکوير 6: «وَ اِذا الْـبـِحـارُ سُـجـِرَّتْ = «و وقتی درياها
بغـليان آمده و تبخير شوند».
اين دو آيه مربوط به درياها مربوط به چه زمـان و شـرايطی است؟ يعنی:
چه وقت آب آنها زياد می شود و وارد خشکی و شهرهای ساحلی می شوند؟ و چه وقت بجوش می
آيند و تبخير می شوند؟
وقـتی ما زمان و موضوعـيت اين آيه ها را پيدا کنيم و آنها را در
مجموعه رخدادهای مربوط به طبيعـت در جای خود قرار دهـيم آنها را تأويل کرده ايم!
تأویل قرآن اساساً مربوط به مسائل علمی و زندگی
میشود. که شامل علوم طبیعی و سیاسی و اجتماعی و تاریخی و غیره همه میشود. (اما تفسیر
مربوط به معنی واژه و جمله و دستور و زبان و کلاً ادبیات میشود).
4= تـبـیـیـن- توضیح و تشریح
«تـَبـیـیـن» بمعنی: باز و بررسی نمودنِ چیز
کلّی، پرداختن به جزئیات یک چیز کلّی، و مفاهیمی از این قبیل است. و عمل تبیین در
رابطه های مختلف به شیوه های گوناگون صورت می گیرد. مثلاً وقتی دولت در بودجه خود
یک میلیارد تومان به وزارت آموزش و پرورش اختصاص می دهد، این یک چیز کلی است. بعد
وزارت آموزش و پروش این یک میلیارد را باز و بررسی و برنامه ریزی میکند. مثلاً می
گوید اینقدر آموزگار داریم، اینقدر امکانات آموزشی نیاز داریم، اینقدر هزینه فلان
چیز خواهد شد و الی آخر. این نوعی «تبیین» است.
قرآن نیز آیاتی دارد که یک چیز کلی هستند. و در
هر زمانی اسلام شناسانی که در زمینه حقوقی و قانونگذاری کار میکنند می بایست آنها
را تبیین کنند.
5= فلاح - رسـتـگـار شـدن برای رستگار شدن تبیین لازم است
از آنجا که مـسـلـمانان در شـرايط مخـتلفی خواهند زيست و مسائل و
شرايط مختلف فکری، اقتصادی، سياسی، اجتماعی و غيره خواهند داشت، قرآن برای رسـتگار
شـدن مـوارد مـتـنوعی که عـمـدتاً موارد سه گانه هستند را ارائه داده تا هر کسی به
فـراخور وضعيت خود بتواند رويه مناسب خود را برای رستگار شدن در پيش بگيرد. از
جمله:
بقره 3ــ 5: « الـَّذيـنَ يُـؤمِـنـُونَ بـِالْـغـَيْـبِ وَ
يُـقـيمُـونَ الصَّـلاةَ وَ مِـمّـا رَزَقـْـناهُـمْ يُـنـْفِـقـُونَ ـــ وَ
الـَّذيـنَ يُـؤْمِـنـُونَ بـِمـا اُنـْزِلَ اِلـَيْکَ وَ ما اُنـْزِلَ مِـنْ
قـَبْـلِکَ وَ بـِالآخِـرَةِ هُـمْ يُـوقِـنـُونَ ــ اُولئِکَ عَـلی هُـدیً مِـنْ
رَبـِّهـِمْ وَ اُولـئِکَ هُـمُ الْـمُـفـْلِحُونَ».
« کـسـانـيکه "در جائيکه کسی نيست" بخدا ايمان دارند
و نـماز را پـايـدار می دارند و از درآمد خود انفاق می کـنـنـد ـــ و کسانيکه به
آنچه بر تو نازل شده و آنچه پيش از تو نازل شده ايمان دارند و به آخرت يقـين ـــ
آنها بر هدايت پرودگار خود هستند و آنها رستگار خواهـند شد».
لقمان 4ــ5: « اَلَّـذيـنَ يُـقـيـمُـونَ الصَّـلاةَ وَ يُـؤتـُونَ
الـزَّکوةَ وَ هُـمْ بـِالآخِرَةِ هُمْ يُـوقِـنـُونَ ــ اُولئِکَ عَـلی هُـدیً
مِـنْ رَبـِّهـِمْ وَ اُولـئِکَ هُمُ الْـمُـفـْلِحُونَ».
«کسانيکه نماز خود را بپا می دارند و مازاد بر نياز و هزينه و مصرف خود را می دهـند و به آخرت
يقـين دارند، آنها بر هدايت پروردگار خود هستند و آنها رستگار خواهـند شد».
آل عمران 104: « وَلْـتـَکُـنْ مِـنـْکـُمْ اُمَّـةٌ يَـدْعُـونَ
اِلَی الْـخَـيْـرِ وَ يَأمُـرُونَ بـِالْـمَـعْـرُوفِ وَ يَـنـْهَـوْنَ عَـنِ
الْـمُـنـْکَـرِ وَ اُولـئِـکَ هُـمُ الْـمُـلِحُونَ».
«از شما کسانی باشند که ديگران را به اسلام دعـوت کـنـنـد و به انجام
خوبيها و دست کشيدن از بديها سفارش بدهـنـد. آنها رستگار خواهند شد».
ذاریات 17 ــ 19: « كَانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ
ــ وَ بِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ــ وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ
لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ».
« اوقات کمی از شب می خوابیدند ــ و بامدادان آمرزش می طلبیدند ــ و
از مال خود همیشه به کسانیکه کمک می خواستند و کسانیکه کسی نداشتند کمک می کردند».
(این آیات از کسانی صحبت می کنند که روز رستاخیز رستگار شده اند،).
آل عمران 134 ــ 135: « الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ
وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ
يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ـــ وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا
أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ
الذُّنُوبَ إِلاّ اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ
يَعْلَمُونَ».
« کسانیکه در شرایط نامناسب بدنی و مالی خود انفاق می کنند، و علی
رغم داشتن توان خشم خود را فرو می نشانند، و مردم را می بخشند. و خدا افرادی که بیش
از آنچه به آنها خوبی شده خوبی میکنند را دوست دارد ـــ و کسانیکه وقتی مرتکب
موردی از فحشاء میشوند یا به خود ستمی می کنند خدا را یاد می کنند و بیدرنگ آمرزش
می طلبند. که کسی غیر از خدا نیز نیست که بخواهد گناهان را ببخشد. و در صورت آگاه
بودن از (بد بودن) آنچه انجام داده اند سعی نمی کنند که (برای دیگران) استدلال
بیاورند».
در آیه اول سه موردِ "انفاق نمودن"، "فروخوردن خشم در
زمانی که فرد توان پاسخ دادن دارد" و "بخشیدن مردم" برای رستگار
شدن مطرح شده، و در آیه بعدی نیز سه موردِ "یادِ خدا پس از گناه یا
ستم"، "آمرزش خواستن" و "بهانه جوئی ننمودن برای کرده بد
خود" مطرح کرده است. و در آیه پس از آن گفته که اینها رستگار خواهند شد.
اما هدف از قران = کتاب هستی و زندگی چیست ؟
جواب ساده است هدایت انسان بسوی کمال مطلق = الله
هدف قران همان عملی شدن اصول پایه و ام کتاب =
محکمات است قران کتابی است که محکمات ان توحید است در نتیجه هدف رسیدن به انسان توحیدی و جامعه توحیدی است
که حج نمونه و الگوی ان است جامعه ای که در ان همه کس به برابری حقوقی می
رسند اما برای رسیدن به ان هدف نظامی لازم است که این جامعه توحیدی را ایجاد
کند این نظام باید منبعث از خود توحید باشد مثلا نظام حرکت در حج یک نظام بر امده از خود توحید است در
هیچ قدمی این نظم از توحید خارج نمی شود اما جامعه تشکیل شده از
انسانها متفاوت چگونه می توان همه این انسانها را که هر کدام خود رهبری خود
را بر عهده دارند هم مسیر و هم جهت کرد اینجاست که امامت توحیدی یعنی رهبری جمعی
بر پایه ان نظام توحیدی در عقل هر کدام از اعضای این جامعه اصل راهنما و هدایت گر
است در اینجاست که این افراد و در این جامعه هم مسیر می شوند و یعنی
هر کدام مسیر جداگانه ای را طی نمی کنند همه در یک مسیرو در یک حرکت هستند و مسیر
ی که توحید ان را مشخص می کند صراط مستقیم عدل است همه در یک مسیر مستقیم=
پایدار و در تعادل نسبت به همدیگر و در تکمیل کردن همدیگر حرکت می کنند یعنی مسیر عدالت توحیدی برقرار می
شود در ایجاست که مبداء که توحید بود به معاد = هدف توحید ی
بالاتری از نظر کمال توجه می کند می بینیم که اصول 5 گانه توحیدی در یک
جامعه نمونه که باید در کل جهان تطبیق شود ایجاد شده است به همین دلیل است
که حج همه اسلام است اما در جامعه هایی که در بیرون از مسجد الحرام
وجود دارند مسائل سیاسی - اقتصادی فرهنگی - اجتماعی – اخلاقی –
خانوادگی و....... همه وجود دارند همه اینها قوانین مخصوص خود را دارد در
اینجاست که تاویل همه این قوانین به محکمات تا حکم و داوی دهد ضروری می شود
تا همه این قوانین پراگنده در مجموعه (توحید ) نظام (بعثت ) و رهبری (امامت
)و مسیر (عدالت ) ودر جهت (معاد ) توحیدی تبیین می شوند در نتیجه
برای فلاح = رستگاری انسان - خداوند راه کاری را در قران
عرضه کرده است که اگر رعایت شود فلاح = رستگاری جامعه بشری حتمی است
اما اگر بدون توجه به تاویل متشابهات به محکمات
و تبیین شدن ایات در پایگاه و مرکز تصمیم گیری ان عمل شود
به علت پراکندی متشابهات نه تنها توحید در قوانین ایجاد نمی شود
بلکه این پراکندگی و تفاوت ها چون با کنار گذاشته شدن توحید جای خود
را به شرک می دهد و هر کسی به سوئی و قبله ای و الگوئی روی می اورد به
تضاد ها و تناقض ها و ودشمنی ها و جنگ ها و کشتار تبدیل می شود و در
نتیجه دین اسلام = سلم و دوستی به دین اجرام =جرم و تجاوز و
دشمنی تخریب انسان وجامعه و جهان تبدیل می شود امروز در چه جایگاهی
هستیم و چرا چنین هستیم و چگونه می توان الگوی جامعه توحیدی حج را را در همه کشور های جهان تعمیم داد ؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر